نوروآنالیز

307 Members 0 Persian 221 Views

Telegram Description

همینطور تکه ، همینطور ناتمام

Latest Channel Posts

نگاهی مجدد به تقلیل در پدیدارشناسی بیندازیم ؛

قبل از توضیح تقلیل باید با مفهوم " تز جهان " آشنا بشیم ؛

در تز جهان یا رویکرد طبیعی من در دنیا غرقم و نمی دانم که غرق دنیا هستم .مثلا زندگی روزمره ام دارم می گذرانم ، با طلوع خورشید از شرق بلند میشم میرم سر کار و انتظار دارم قطار به موقع برسد .

اون مثالی که چند روز پیش در مورد قطعی اب زدم و چناب نقطه برداشت نادرستی از آن داشتند و تصور کردند دارم شرایط رو نقد می کنم اما هدفم نوعی آزمایش تقلیل بود ؛

بچه میره شیر آب رو باز می کنه می بینه آبی از شیر نمی آد ، میگه بابا آب قطعه ؛

پدر که در تز جهان غرق هست و انتظار قطعی آب رو نداره ، میگه یعنی چی ؟ شی

بازگشت به چیزها در هایدگر به " در جهان بودن " می کشد و در مرلوپونتی به شناخت پیشاتاملی از جهان .هایدگر اپروچ عملیاتی هم می گوید هوسرل هم البته اشارات زیادی دارد این یعنی نگاه علمی و سوم شخصی به جهان و چیزها رو کنار بزاریم و مستقیم به چیزها توجه کنیم .محصول این نگاه در کتابهایی مثل هستی و زمان و پدیدارشناسی ادراک مرلوپونتی مشهود است و نتایج بسیاری به بار اورد .

پدیدارشناسی کمک کرد به انسان ابتدای قرن بیستم که غرق نسبی گرایی و تاریخی گری شده بود مجددا بازگشتی به سوژه داشته باشه هر چند در اواخر قرن بیستم ( از دهه ۶۰ به بعد ) مجددا جریان نونیچه ای اون رو پشت سر گذاشت اما نسبی گرایی قرن بیستم تفاوت

درود

اجازه بده یکم پر حرفی کنم در این مورد ؛

حالا من به جزییات اون سوالات می رسم

به نظر من زمانه و زمینه پدیدارشناسی قابل بررسی و خاص هست امروز در همون مطلبی که در مورد نیست انگاری نوشتم گفتم که پدیدارشناسی نوعی آگاهی فلسفی هست که برای مشکلات و مسائل ناشی از نیست انگاری و نسبی گرایی تاریخی به وجود اومد .

هوسرل زمانی کارش رو شروع کرد که نسبی گرایی در اشکال روانشناسی گرایی ، تاریخی گرایی دیلتایی و نیست انگاری پسا هگلی شیوع پیدا کرده بود .هوسرل این رو بیماری و بحران می دونست و رسالت پدیدارشناسی رو درمان این بیماری و بحران او حتی در اخرین کتاب خودش یعنی بحران هم دست از این رسالت بر نداشت .

حالا

سوال : ضرورت پدیدارشناسی؟

سلام و احترام گرامی ام

خیلی سوال خوبی هست و من می خوام یه کم عمیق تر ش کنم

آیا روانکاوی ساحت هستی یا وجود مشخصی رو آشکار می کنه ؟

یعنی آیا فیلدی از هست بودن وجود داره که مشخصا مربوط به روانکاوی باشه و بقیه رشته های علمی و فلسفی نتونن جایگزینش بشن مثلا آیا روزی انسان شناسی یا نوروساینس می تونه جای روانکاوی رو بگیره ؟

به نظرم بر خلاف نظر هایدگر روانکاوی دانشی انتولوژیک هست نه انتیک

یعنی به هستی اون هستنده ای می پردازه که انسان نام داره

روانکاوی نه علم هست نه فلسفه اگر علم را تو صیف واقعیت بدونیم و فلسفه را پرسش این واقعیت

روانکاوی لولای علم و فلسفه به خصوص علم انسانی با فلسفه هست .

البته

Reviews — 0

No reviews yet. Be the first to review!

Write a Review About This Channel

Rating: