کتاب رو دارم باید دوباره بهش رجوع کنم و درباره اش گفت وگو کنیم ، مایلم چندخط از نیچه بگم ؛
بنظر من نیچه جزو متفکرانی هست که همیشه سایه اش بر سر انسان سنگینی خواهد کرد مثل فروید .
خوانش ها از نیچه بسیار هست همانند هموطنش مارکس
باید گفت نیچه با پس زدن سیستم یا دستگاه ، تحولات عمیقی در فلسفه پدید آورد و مضمونش رو وسعت داد بدین شکل که فلسفه رو از فضای صلب و تکراری معرفت شناسی و اخلاقیات و پدیدارشناسی و نقادی عقل و .. درمیاره و فلسفه رو تبدیل می کنه به اندیشه درباره ی هر چیز بشری !
اندیشه ای که در پرتو آزادی نامحدود به زمینی پا میذاره که بقول کوندرا ، قله ی سبکبالی و آزاداندیشی است که عقل مبتنی بر سیستم نمی تونه به آن راه پیدا کنه .
صراحت بیان و ایجاز کلام نیچه ، اغلب پیچیدگی بینش تیز و برنده اش رو پنهان می کنه یعنی خواندنش آسان اما فهمیدنش سخت و دشواره چون به تعبیر خودش آلمانی ها همه هگلی اند حتا اگه هگل وجود نداشت . روی همرفته استراتژی نیچه به مبارزه طلبیدن خوانندگان و بیرون راندن آنها با ضربه ای ناگهانی از الگوهای فرسوده ی اندیشه است که این استراتژی با سبک نگارش او همخوانی داره .
No reviews yet.