Dyora Add Listing

Your Wishlist : 0 Items

درمانِ تحلیلی

EUR Analysis
Visit Now
  • Viewed - 126
  • Bookmark - 0

Telegram Description

[ روانکاوی و روان‌درمانی تحلیلی ] تورج تهامی [روان‌درمانگر تحلیلی] @DynamicTherapy

Latest Channel Posts

Channel Image
در این روزهای پر از رنج و درد و گریه و خشم و احساس دلتنگی نسبت به عزیزان از دست رفته، این چهار جلد کتاب کوچک زیبا که عنوان معنادار مجموعه " در ستایش شکست" را بر خود دارند، مطالعه کنید. در جایی از کتاب " باختن به بدن" از زبان سیمون وی این گونه می خوانید که : " انسان ها این گونه خلق شده اند.آن که ضربه مهلک را به دیگری می زند، خودش چیزی احساس نمی کند. کسی که ضربه را دریافت می کند، می فهمد چه اتفاقی دارد می فهمد". سیمون وی به ما می گوید " هیچ گونه ای از دانش انسانی برتر از آن دانشی نیست که ما را قادر به فهم ' اتفاقی که دارد می افتد'، می کند تا چیزها را آن طور که هستند ببینیم نه آن طور که دوست داریم باشند. چرا چنین دانشی مهم است؟ نویسنده به ما می گوید " شکست واقعی همواره به فروتنی منجر می شود" و " در جهانی شکست خورده، فقط زندگی شکست خورده است که ارزش زیستن دارد". تنها تجربه سنگین تر از شکست خوردن در زندگی، تجربه شکست نخوردن است.نویسنده با عبور از کلیشه شکست " پله ای برای موفقیت"، کارکرد شفابخش شکست را شناساندن جایگاه واقعی ما در نظام هستی به خودمان و دعوت به اتخاذ رویکردی فروتنانه به جهان و زندگی و دیگران می داند.
2026-02-25T21:51:36+00:00
Channel Image
درمانِ تحلیلی pinned an audio file
2026-02-25T01:54:29+00:00
Channel Image
درمانِ تحلیلی pinned a video
2026-02-25T01:54:24+00:00
Channel Image
-------
📚بحثی درباره‌ی کتاب #مغز_ایدئولوژیک | اثر لیور اِسمگراد |
آذرخش مکری

-------
- مشاهده از کانال یوتیوب به همراه اسلایدها

- مشاهده از پیج اینستاگرام
-------
منابع تکمیلی که در این برنامه به آنها اشاره شد:
- عوامل پنهان در تصمیمات ما
- بحثی درباره‌ی کتاب پایان تروما
- درسگفتار طردشدگی
- بحثی درباره‌ی چگونه انسان‌ها اهمیت پیدا می‌کنند؟

------
Telegram: @DrAzarakhshMokri
YouTube: DrAzarakhshMokriOfficial
Instagram: azarakhshmokri
2026-02-25T01:54:06+00:00
Channel Image
میهن ای میهن - دشتی

خواننده : محمدرضا شجریان
آهنگساز : جلیل عندلیبی

@delawaaz
2026-02-24T23:55:41+00:00
Channel Image
ایران و سمبل‌هایش
حسین معینی


آن‌که به بیرون می‌نگرد، خواب می‌بیند؛ آن‌که به درون می‌نگرد، بیدار می‌شود.
▫️کارل گوستاو یونگ

در دل کوچه‌ها و خیابان‌های این سرزمین، در هر خانه و هر دل، ردپای تاریخ و نمادها دیده می‌شود. یونگ نوشته بود انسان از راه نمادها می‌تواند به لایه‌های عمیق‌تر وجودش دست پیدا کند؛ جایی که فقط خاطره‌های شخصی نیست، بلکه تجربه‌های نسل‌های پیش از ما هم آرام گرفته‌اند. او نامش را گذاشته بود «ناخودآگاه جمعی»؛ مخزنی از تصویرها و روایت‌هایی که در لحظه‌های دشوار، بی‌صدا سر برمی‌آورند و یادآوری می‌کنند که تنها نیستیم. شاید ما هم امروز همین را حس می‌کنیم.
برای شاعران و بزرگان ما نیز چنین بوده است. مولوی در زمانه‌ای زندگی می‌کرد که جهانش زیر سم اسبان مغول فرو ریخت. شهرها ویران شد، آدم‌ها پراکنده شدند، امنیت و آرامش از میان رفت. اما در شعرهایش سوگ نیست؛ بلکه نوعی تکیه بر نیروی درونی هست. وقتی می‌گوید «رستم دستانم آرزوست»، از سمبلی حرف می‌زند که انسان را سرپا نگه می‌دارد.
حافظ نیز در زمانه‌ای آشفته از سلیمان و داوود و زرتشت سخن می‌گوید، از آتش و نور و باغ. انگار در دل بی‌ثباتی، به ریشه‌ها اشاره می‌کند؛ به اینکه این سرزمین پیش از این هم سختی دیده و باز ادامه داده است. این یادآوری، بیش از آنکه حماسی باشد، نوعی دلگرمی آرام است: ما پیشینه‌ای داریم، حافظه‌ای داریم و گاه آن را احضار و روایت می‌کنیم.
امروز وقتی به ایران نگاه می‌کنیم، بعضی نمادها دوباره پررنگ شده‌اند: شیر و خورشید، رستم، آرش، ققنوس… این‌ها فقط تصویر نیستند؛ تکه‌هایی از حافظه تاریخی ما هستند. ققنوس، پرنده‌ای که از خاکستر خودش برمی‌خیزد، یادآور توان بازسازی است؛ سوختن همیشه پایان نیست. وقتی دل‌مان می‌گیرد، ناخودآگاه به این تصویرها فکر می‌کنیم؛ چون می‌دانیم که پیش از ما هم تاریکی بوده و بعد روشنایی پدیدار شده است.
اما در کنار این بیداری، باید هشیار نیز باشیم. یونگ از «سایه» سخن می‌گفت؛ بخشی از وجود که اگر نادیده گرفته شود، می‌تواند به خشم، نفرت و فرافکنی تبدیل شود. نمادها، اگر آگاهانه تفسیر نشوند، ممکن است ما را در برابر هم قرار دهند یا ابزار سوءاستفاده رهبران شوند. اما وقتی با خرد و مسئولیت با آنها مواجه شویم، همان نمادها می‌توانند حس همبستگی و رشد جمعی ایجاد کنند؛ ما را به هم نزدیک کنند و به بازسازی کمک کنند.
و این همان چیزی است که تاریخ و ادبیات ما بارها نشان داده‌اند: وقتی کهن‌الگوها آگاهانه و خردمندانه درک می‌شوند، می‌توانند به ما نیرو و امید بدهند، نه خشم و نفرت. نگاه به شاهنامه و داستان‌های ایران، یادآوری همین توان و نکته است:

چو بازارگانی برآید ز دست
توان کرد با یاد او بار بست


آری؛ ایران بارها سوخته است، از حمله‌ها، از تفرقه‌ها، از اشتباه‌های مکرر. اما هر بار کسانی بوده‌اند که دوباره ساخته‌اند، دوباره کاشته‌اند، دوباره نوشته‌اند. راز ماندگاری همین است: نه انکار درد، نه غرق شدن در آن؛ بلکه پذیرفتنش و ادامه دادنی خردمندانه با کمک نمادها و الگوها و حفظ همراهی و همدلی های انسانی...

ما در سخت‌ترین سال‌ها هم برای هم دل سوزانده‌ایم.

شاید صبح و روشنی همیشه یک لحظه ناگهانی نباشد؛ شاید آرام برسد، در دل همین روزهای سخت، در مهربانی‌ها و کمک‌های روزمره و جزئیات به ظاهر کوچک.

و شاید صبح از جایی آغاز شود که دوباره به هم تکیه کنیم و دست یکدیگر را بگیریم.

امید، اگر چیزی باشد، همین است: باور کنیم می‌توانیم بهتر بسازیم؛ با آگاهی، با همدلی، و با یادآوری اینکه ریشه داشتن یعنی مسئولیت داشتن.
برای ایران، برای مردمش،
برای دل‌هایی که این روزها سنگین است اما هنوز می‌تپد،
برای فردایی که قرار نیست تنها و تنها افسانه ای صرف باشد؛
بلکه انسانی‌تر و روشن‌تر.....

«أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ»
آیا صبح نزدیک نیست ؟!


دوم اسفند ۱۴۰۴
2026-02-21T08:46:21+00:00

GPT Description

Related Video

No video available.

Item Reviews - 0

No reviews yet.

Add Review