Dyora Add Listing

Your Wishlist : 0 Items

نوروآنالیز

EUR Analysis
Visit Now
  • Viewed - 117
  • Bookmark - 0

Telegram Description

همینطور تکه تکه ، همینطور ناتمام

Latest Channel Posts

Channel Image
اکنون موقعیتی ایجاد شده تا حسابهایمان را با ایده آلیسم تصفیه کنیم ، اگرچه این پرونده ای تا ابد باز برای ما می ماند .گفتیم که ایده آلیسم اگرچه کاشف امر درونی شده یا حافظه بود اما در پایان آن را دود کرد و به هوا داد .هگل معتقد بود که گور عیسی از این جهت خالی بود که عیسی در کالبد مسیح ، در تمامیت خودش روح شد و در قالب کلیسا و روح القدس ( روح خدا ) به ابدیت پیوست .مسیح از آن جهت گوری ندارد که ایده آلیسم ، استخوانهای به جا مانده از او را نمی بیند .ایده الیسم استخوان را فراموش می کند ، همان جسدی که همواره سخت ایستی می کند و باقی می ماند .
پرسید ؛ آیا پس از اینکه مردیم این استخوانهای فروپاشیده دوباره زنده می شوند ؟
خطای ایده آلیسم این بود که سرنا را از سر گشادش می نوازد .انکه می میرد یک مشت استخوان و گوشت متعفنی است که برای ابد آنچه به یادگار مانده را در خود حفظ می کند .ایده الیسم اگر چه کاشف این ثبت بود اما با از دست دادن واقعیت این استخوان تحت عنوان روحانی شدنش ( سوژه ) این بازمانده یا بقیه الله را از دست داد .
این جسد ، این استخوان بازمانده در گور ، همان حافظه ای است که ایده الیسم آن را نادید گرفت ، ایده الیسم این استخوان را هم می خورد ، برای همین است که ایده آلیسم مرگ را به حساب نمی اورد ، اما آیا تنی که روزهای آخر عمر از تنگی نفس ناشی از پنومونی زجر می کشید ، خطی بر یک عمر اندیشه خطا نکشید ؟ ( اشاره به پنومونی یا سینه پهلوی هگل که باعث مرگ او شد ) .
از حق نگذریم ایده الیسم نه تنها ما را با مفهوم میراث ( که اسمش را تاریخ می گذارد ) آشنا کرد بلکه در این خطای پایانی اش هم برای ما یادگاری گذاشت .بدون ایده الیسم ما معیار یا مبنایی برای داوری نداشتیم .داوری که بر اساس این امر ثبت شده و به حساب آمده انجام می گیرد .
این اندیشه رخداد بود که ما را راهبر به فهم و کشف این خاطره تحت عنوان باقیمانده ، شد .
رخداد نه تنها مکان و لوکوس این داوری هست بلکه این داوری تنها بر محاسبه امر ثبت شده یا حفظ شده انجام می گیرد .
پس نیاز است که هم از امر اگزیستانس فراتر برویم ( چون پرونده اگزیستانس دازاین با مرگ بسته می شود و این استخوان را ، امر ثبت شده را از دست می دهد ) و هم از ایده آلیسم ،چون ایده الیسم پرونده سوژه را حتی زودتر از اندیشه اگزیستانس می بندد .اگر ایده آلیسم امر مسیانیک را از دست می دهد ، در اندیشه اگزیستانس این بدون محتوی است ، اگر گور ایده آلیست خالی است ، اگزیستانسیالیست ، گوری ندارد .
بر این اساس ما اینجا با مازاد استخوانی سرو کار داریم ( در این گور ) که آنچه بر سوژه رفته را ثبت کرده و داوری هم اتفاقا داوری همین استخوان است .داوری ، داوری بدن است و رنج یا لذتی که این تن می برد.
پس می توان از رخداد امر واقع سخن گفت و نیز امر درونی شده یا سوژه ، سوژه ای که در نهایت چند تکه استخوان برجای می گذارد .داوری ، داوری عادلانه استخوان های باقیمانده است .
2026-01-08T13:58:13+00:00
Channel Image
گفتیم که کشف زمانمندی این هستی که هایدگر نام آن را دازاین می گذارد ، کشف آینده هم بود .این آینده ای بود که ایده آلیسم متفطن به آن نشده بود ، چون آینده ای که ایده آلیسم می شناخت ، تحقق ضرورتهای کشف شده بود ، به عبارت دیگر این دیگر آینده نبود بلکه گذشته ای بود که در دور تکرار خود افتاده بود .این آینده حامل رخداد واقع بود ، و هایدگر بعدتر ( بعد از نوشتن هستی و زمان ) متفطن به این بعد زمانمندی شد .زمانمندی در هستی و زمان همچنان در چنبره ایده آلیسم باقی مانده بود چون از حد مرگ دازاین فراتر نمی رفت .مرگ حداقل در هستی و زمان نه به عنوان رخداد واقع که به عنوان امکان قابل پیش بینی ، در نظر گرفته می شود ، شتری که در خانه هر کس می خوابد .
به همین دلیل حداقل در هستی و زمان هایدگر نتوانست تمام نتایجی که از این کشف زمانمندی بیرون می آید ، استنتاج کند .
اهمیت متن افادات در این است که نویسنده آگاه به این اینده رخدادین می شود ، آنجا که از آیندگان و انتظار یک خدا می گوید ، اما اینجا برعکس ما مواجه با زمانمندی می شویم که گذشته ایده آلیستی خودش را فراموش می کند .هایدگر افادات گویی از میراث دل کنده و آن را به حساب نمی آورد .گویی حساب جهان از هر نوع ضرورتی خالی شده و باز به همین دلیل نمی تواند افق این زمانمندی معطوف به آینده را ببیند یعنی افق امر واقع به عنوان زمانمندی معطوف به آینده .
به عبارت دیگر اکنون ( در این عصر نیست انگاری ) دیگر انتظار یک خدا را نباید داشته باشیم بلکه درست تر آن است که انتظار یک قیامت کبری را بکشیم .
این فراموشی میراث ، باعث می شود که مسئله آینده ذیل امر عادلانه داوری قرار نگیرد .
آینده برای هایدگر همچنان از کرانه های مرگ فراتر نمی رود و انتظار یک خدا ، انتظاری بی محتوی می شود .
اکنون در موقعیتی هستیم که این زمانمندی را در صورت رخداد داوری کننده ببینیم ، رخداد واقع که محتوی انتظار یک داوری را در خود دارد .
به این ترتیب ما به همبستگی امر مسیانیک و امر واقع در افق زمانمندی آینده رسیدیم .رخدادهایی که نمی توانند از هم جدا باشند .
2026-01-04T17:41:22+00:00
Channel Image
حضور به شیوهٔ غیاب؟!
2026-01-01T14:41:47+00:00
Channel Image
خب راستش من اصلاً هستهٔ بحث در این کامنت را در نیافتم. چطور ناگهان از بحث از زمانمندی منتقل شدید به عدالت؟
2026-01-01T14:41:47+00:00
Channel Image
«گشودگی افق آینده» الزاماً در خود عادلانه‌بودن را وعده نمی‌دهد. از قضا سیالیت امکان در افق آینده، سرشار از گناهکاری ذاتی است به این معنا که بناست از میان بیشمار امکان، تنها یکی تحقق پیدا کند و هزاران هزار امکان دیگر ناپدید شوند.
2026-01-01T14:41:47+00:00
Channel Image
خب راستش من اصلاً هستهٔ بحث در این کامنت را در نیافتم. چطور ناگهان از بحث از زمانمندی منتقل شدید به عدالت؟
2026-01-01T14:41:47+00:00

GPT Description

Related Video

No video available.

Item Reviews - 0

No reviews yet.

Add Review